والا من دیدم یکی از دوستانم از حالا برای جام جهانی مطلب نوشته/من هم گفتم درباره عید نوروزبنویسم
البته واضح و مبرهن است که من بهار را خيلی خيلی دوست می دارم. بهار فصلی است در اوایل سال که با عید نوروز شروع ، و یه خرده بعد از رحلت حضرت امام (قدسره) تمام میشود. بهار بسیار باستانی است و زمان شادی و سرسبزی و گل و سنبل و چیزهای خوب است تا قبل از ایام جانگداز رحلت. در بهار گلها بروی درختها میباشند که بسیار دلپذیر و فرحبخش است. کلاغهای بهاری نغمه خوانان به این شاخه و آن شاخه میپرند و ما را از خواب بیدار میکنند تا مژده فرارسیدن این ایام فرخنده را بدهند.
ما در عید نوروز به حمام میرویم و لباس برادرمان((البته من داداش ندارم و شما هم حرفهایم رو اصلا به دل نگیریدشوخیه)) را که کوچیکش شده اتو میکنیم و میپوشیم. عید بسیار خوب است و ما در عید عیدی میگیریم. البته قدیمها از لای قرآن ۲۰۰ تومانی میگرفتیم که هم تبرک داشت و هم میشد با آن خرید کرد. اما حالا هنوز ۲۰۰ تومانی میگیریم که فقط تبرک دارد و به درد دیگری نمیخورد.
در ایام عید مردم به دید و بازدید هم میروند و تقریبا هفته ای ۳ یا ۴ بار ماکزیمم همدیگر را عیددیدنی میکنند. وقتی به خانه فامیل و دوستان میرویم، ندید بدید بازی در نمیآوریم و شیرینیهای روی میز را فقط نگاه میکنیم. و وقتی آنها به خانه ما میآیند، میوه و شیرینی ها برای مهمان ها میباشند و ما فقط نگاه میکنیم. مادرم میگوید وقتی مهمانها رفتند میتوانیم میوه و شیرینی بخوریم. ولی وقتی آنها میروند جز پوست خیار و هسته شلیل و کاغذ شیرینی رولت چیز دیگری باقی نمیماند. اگر ناصر آقا پسرش را آورده باشد که آنهم باقی نمیماند.
دوازدهمین روز بهار، روز ۱۲ فروردین است که آنهم خیلی فرخنده و میمون است و ما آن را از خوشحالی جشن میگیریم و این عید را به همه تبریک و تسلیت و آری میگوییم.
روی هم رفته، عید سعید باستانی بر همگان مبارک میباشد و سالی که نکو میباشد از بهارش پیدا میباشد. پس به امید آن روز ، و این بود انشای من در مورد بهار و زیبایی های موجود در آن.
موفق باشید ـ محمد هادی کاطمی

