تبليغاتX
AROOSIE AYNE VA NOOR

AROOSIE AYNE VA NOOR

عشق یعنی فراموش کردن خود در وجودکسی که همیشه و همه حال ما را یاد دارد

برا موفقیت تیم ملى ایران دعا کنید

آقا ما از اون اول هم شانس نداشــتيم!‌ تا وقـتي ايران بوديم، موقع بازي هاي جام جهاني بايد نصف شب بيدار ميشـديم و بازي ها رو ميديديم،‌ حالا كه اومديم اينجا و البته برگشتیم ایران باز هم بايد نصـفه شـب بلند شيم. اين بي انصاف ها هم خوب دست به يكي ميكنن ها !!‌

ايران كه بوديم،‌ نه ماهـواره داشـتيم، نه پولش رو!‌ چشممون به همون تلويزيون پارس الكترونيك مون((سونی سابق)) بود و شبكه سوم اش. ولي هميشه خدا در حيرت بودم كه چرا مثلا موقع بازي آرژانتين و كره ، تماشاچي ها هـلند رو تشــويق ميكنن؟!!! حتي بعضي وقـتها ، طرفـداراي تيمي كه دو سه بازي قبل ، از بيخ و بن حذف خدائي شـده بود رو نشــون ميداد كه چنان بالا و پائين مي پريدن و پرچم كشـورشون رو به چپ و راست تكون ميدادند كه بيا و ببين!!‌ با خودم ميگفـتم اينا همش سـياســته ،‌ شايد براي تضعيف روحيه بقـيه اين كارا رو ميكنن!!‌ ديدم اين ”آقايون تماشـاچي“ سر هر بازي ديگه هم به اسـتاديوم ميان و سر همون جاي قبلي شون ميشـينن و عين همون ورجه وورجه ها رو ميكنن‌‌ و تازه انگار آقايون فيلمبردارها هم يه جــورائي باهاشـون فاميل هسـتن كه هر دو سه دقيقه يه بار توپ و زمين رو ول ميكنن و دوربين رو ميچرخونن رو اون اوباش!! اينظوري شد كه‌‌ يه خورده به قضـيه مشـكوك شـدم !!‌    و البته هنوز هم الحمدالله ماهواره نداریم.من که به خدا راضی ام چون اونجا هم که بودیم تلوزیون و ماهواره خارجی ها رو نگاه نمیکردم.


+ نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1385ساعت 13:48  توسط hadi kzm  | 

آقا دم شما گرم دیگه حالا دیگه ما هم مشروب میخوریم!!!!!

محض اطلاع دوستانی که گفتند مشروب خوردم چون تو عکس هست باید بگم والا به پیر به پیغمبر من تو زندگیم هر چی خوردم(( کله پاچه و  آبگوشت.. >>چشمک))دیگه چیزای حروم نخوردم که این هم که تو عکس میبینید ووسه قشنگیه تازش هم این شیشه هم الکل نداره.تازش هم ووسه اینکه از دلتون در بیارم چون فعلا مطلب جدیدی ندارم یه مطلب شاد رو از آرشیو مطالبم آماده کردم امیدوارم که یک کم بخندید و دلتون باز شهمخلص همتون محمد هادی کاظمی 

 

 

راستش رو بخواین یکی از دوستانم(که درست حسابی نمیشناسمش) که که خودش وبلاگ نداره و به وبلاگم سر میزنه که احتمالآ از من خیلی هم بزرگتره دیروز از رو دوستی یا از روی چشم رو هم چشمی و پک وپز به ایمیلم پیامی فرستاده بود و توش نوشته بود روز دوم(سوم) عید می خواهم ماه عسل برم ترکیه چیزی نمی خای از اون وره آب برات بیارم که من هم ووسش یه مطلب در رابطه با ماه عسل براش نوشتم که امیدوارم خودش هم بخونه این را به عنوان کادوی عروسیشون البته از این بره آب!! از من قبول کنه...

نمیدونم این شعر رو توی دیوان اشعار وحشی بافقی خوندم یا تو تاکسی تو راه اکباتان-آزادی(!) شنیدم که میگفت:

فردا با هم میریم سفر، از همه دنیا بیخبر
با هم میریم ماه عسل، بیدار میمونیم تا سحر!

اصولا "ماه عسل" یکی از ماههای سال است که از 30 روز معمولا کمتر است. برای بعضی ها فروردین است، برای بعضی ها توی فوریه، برای بعضی ها هم بعد از محرم و صفر!
البته از بزرگان و علمای صاحبنظر(!) احادیث و روایاتی بیان شده که معتقدند واژه "ماه" در کلمه "ماه عسل" در اصل به معنای "قمر" یا همان سیاره گنده است که شبها نورافشانی میکند. حالا چه رابطه ای بین "ماه" و "عسل" و "شب" و "نورافشانی" هست، اونش دیگه بماند!
یه سری هم هستن که میگن منظور از "ماه"، همانا عروس خانوم تشریف دارن که روزهای اول بعد از ازدواج، در چشم آقای داماد خیلی ناز و خوشگل و گوگولی مگولی و "ماه" و شیرین و تودل برو و "عسل" به نظر میان!
هر چیزی هست و این ماه عسل هر معنایی لغوی که داشته باشه، هدف اصلی در کنار هم بودن این نوعروس و آن تازه داماد است. رسم است که عروس و داماد با هم به سفر کوتاهی میروند و آغاز زندگی مشترک خود را عاشقانه جشن میگیرند. سه چهار روزی دور از سرو صد، دور از دغدغه های کاری و دور از اضطراب های زندگی یکنواخت و روزمره، ولی در کنار یکدیگر.

معمولا داماد، محله یا شهری را در که برای این مناسبت درنظر دارد به عروس خانوم معرفی میکند و عروس خانوم معمولا با چشمانی که از خشم از حدقه بیرون زده (یا داره میزنه!) اعلام میکند که: وا.. خاک عالم! دختر کبری خانوم اینا که عروسی کرد، شوهره ورش داشت بردش ترکیه! حالا تو میخوای منو ورداری ببری چالوس؟ مردم بشنون چی میگن؟

زوجهای جوان معمولا به توافق میرسند که برای ماه عسل خود به ترکیه میروند!

حالا بعضی از این زوجهای جوان، خوش شانس تر از بقیه هستن و زمانی به ترکیه میروند که هوا گرم و مطبوع بوده، دماغشان قندیل نمیبندد! ولی همانگونه که گفتیم، هدف در کنار هم بودن است و قندیل بندی جنبه فرعی قضیه میباشد.

و اما "ماه عسل" فرصتی است تا عروس و داماد برای آغاز این زندگی مشترک با هم به {جَر و...} بحث و تبادل نظر بپردازند و مشکلات زندگیشان را با هم در میان بگذارند:
- راستی تو چرا دخترعمه ات سر عقد چیزی نداد؟
- گفتم بهت من حشیش میکشم؟
- نزار اون روی سگم بالا بیاد عزیزم!
- اون دختره کی بود که چهار ماه پیش داشتیم از خیابون رد میشدیم بهت نگاه کرد؟
- پیف پیف....واه واه ... اون جوراباتو برو بنداز دور.. بخاطر همین کارات بود که حق طلاق گرفتم!
- عزیزم، من ازاون دخترا نیستم که به فکر انگشتر برلیان باشم، ولی سال دیگه برای تولدم میریم ایتالیا؟!
- ....


توضیح: من همسرم را دوست دارم! هرچی اون میگه گوش میکنم!!..... و ترکیه میروم!
------------------------------------------------------------------------------

پس نویس: من تا امروز نمیدونستم ترکیه تو اروپاس یا آسیا! فردا داریم طبق فرمایش جناب وحشی بافقی، برای ماه عسل میریم استانبول ترکیه! ولی اصلا نمیدونیم کجا باید بریم! جای دیدنی داره اصلا؟ ترکیه تخت جمشیدش کجاشه؟ اگه کسی با اون حوالی آشناست یه سوتی، یه ایمیل یا کامنتی بذاره تا قندیل نبستیم! خدا یک در دنیا صد در آخرت ماه عسل قسمتتون کنه!


ممنون! به شما هم خوش بگذره!  

     آقا پدرام خوش بگذره.عزیزاز طرف محمد هادی کاظمی

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم خرداد 1385ساعت 11:39  توسط hadi kzm  | 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نهم خرداد 1385ساعت 21:2  توسط hadi kzm  |